.: رهپویان علی :. علی یـــــــــــار
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 20 آبان 1392
در منتخب طریحی آمده است: وقتی امام حسین علیه‏السلام از ذوالجناح بر زمین افتاد، ذوالجناح شروع کرد به فریاد زدن و از روی جسدها می‏گذشت. وقتی عمر بن سعد او را دید فریاد زد که این اسب را بگیرید و نزد من بیاورید؛ زیرا او از اسب‏های مخصوص رسول خدا صلی الله علیه و آله است. آن گاه یاران عمر سعد در جایی کمین کردند و ذوالجناح به آن‏ها نزدیک شد، سپس بر او حمله‏ور شدند، ذوالجناح با دست و پا و دندان از خود دفاع کرد و آن‏ها را از خودش دور کرد و گروهی را بر زمین افکند،..

  ..بالاخره نتوانستند او را بگیرند، عمر سعد هم چنان فریاد می‏زد: رهایش کنید تا ببینم چه می‏خواهد بکند! اطرافیان او را رها کردند و به طرف دیگری رفتند. هنگامی که اسب خودش را آزاد دید، آمد و کشته‏ها را یکی یکی نظاره کرد تا به پیکر امام حسین علیه‏السلام رسید، ذوالجناح وقتی صاحب خودش را دید، شروع کرد به بوسیدن آن حضرت و با دهان او را می‏بوسید و پیشانی خود را بر بدن آقا می‏مالید و شیهه می‏کشید و فریاد می‏زد واشک از چشمان او می‏ریخت. در این هنگام حاضران از دیدن چنین منظره‏ای تعجب کردند. 

 

29.jpg

 

عبدالله بن قیس گفت: آن اسب را دیدم که تمام مردم از دور او پراکنده شدند و او به سرعت به طرف خیمه‏ها رفت و کسی قادر نبود به او نزدیک شود و سپس آهنگ فرات کرد و به سرعت خود را به وسط فرات رسانید و در آب فرورفت و تا امروز، کسی نمی‏داند او کجا رفته و چه شده است. ( اسرار الشهادة، ص 436. )

 

منبع: کرامات حسینیه و عباسیه  ؛ موسی رمضانی‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاریخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان  صفحات 48 و 49




برچسب ها: ناپدید شدن ذوالجناح‏، محرم، عاشورا، ذوالجناح، کربلا، امام حسین،
ارسال توسط سرباز گمنام
آرشیو مطالب
نظر سنجی
میزان رضایت شماازاین وبلاگ






صفحات جانبی
دوستان
پیوند های روزانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic