.: رهپویان علی :. علی یـــــــــــار
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 12 آبان 1392

45.jpg


قاسم بن اصبغ نباته می‏گوید: یکی از کسانی که در شهر کربلا حاضر بود، برای من نقل کرد: وقتی سپاه امام حسین علیه‏السلام مغلوب شد امام علیه‏السلام بر اسب سوار شده و به سوی فرات روانه شدند. مردی از طایفه بنی ابان بن دارم به نام «زرعه» گفت: وای بر حالتان! میان او و آب حایل شوید تا شیعیانش به او نپیوندند. او این سخن را گفت و بر اسب خود سوار شد و تاخت و لشکر هم به دنبال او رفتند و میان آن حضرت و آب مانع شدند. امام حسین علیه‏السلام فرمودند:...
خدایا! او را تشنه گردان. آن مرد، تیری به چانه‏ی مبارک آن حضرت زد، امام حسین علیه‏السلام تیر را بیرون کشیدند و هر دو دست خود را زیر خون گرفتند و دست ایشان از خون پر شد، سپس فرمودند خدایا! من از آن چه نسبت به پسر پیغمبر تو مرتکب می‏شوند به تو شکایت می‏کنم. 

 

 

راوی می‏گوید: زمانی طول نکشید که «زرعه» به تشنگی گرفتار شد و هر چه آب می خورد سیراب نمی‏شد و کار به جایی رسید که آب را برایش خنک می‏کردند و شکر در آن می‏ریختند و ظرف‏های شیر و کوزه‏های آب حاضر می‏کردند و شکر در آن می‏ریختند و ظرف‏های شیر و کوزه‏های آب حاضر می‏کردند؛ اما به خدا قسم هم چنان می‏گفت: وای بر شما! به من آب دهید: تشنگی مرا کشت. بنابر نقلی: او به بلایی مبتلا شد که از سرما و گرمای زیاد فریاد می‏کشید، پشتش از سرما می‏لرزید و در پشت سرش بخاری روشن بود و از روبه‏رو از شدت حرارت به او باد می‏زدند و یخ بر شکمش می‏چسباندند، به خدا قسم، در اندک زمانی شکمش مثل شکم شتر ترکید و از دنیا رفت. ( تاریخ طبری، ج 5، ص 449. )

 

 

منبع: کرامات حسینیه و عباسیه  ؛ موسی رمضانی‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاریخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان  صفحات 65 و 66




طبقه بندی: فرهنگی،  تاریخی،  شهادت،  دینی،  بصیرت، 
برچسب ها: مردی که سیراب نشد، محرم، امام حسین، عاشورا، کربلا،
ارسال توسط سرباز گمنام
آرشیو مطالب
نظر سنجی
میزان رضایت شماازاین وبلاگ






صفحات جانبی
دوستان
پیوند های روزانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic